غزل ششم

من شوق پروازم اگر بال و پرم باشی

یک سینه آوازم اگر شور و شرم باشی

 

 

 

تو روح شعری، دوست دارم از تو بنویسم

تا لابلای برگ های دفترم باشی

 

 

 

روز ازل گم کرده بودم نیمه ی خود را

شاید همان گم کرده – نیم دیگرم – باشی

 

 

 

تقویم عمرم صفحه صفحه سردی دی بود

با مهربانی آمدی شهریورم باشی

 

 

 

این روبه پایان را سرآغازی ست عشق تو

با من بمان، بگذار عشق آخرم باشی

 

 

 

همراهی ام کن تا مگر از خاک برخیزم

من شوق پروازم اگر بال و پرم باشی

/ 0 نظر / 20 بازدید